ترجمه "plash" به فارسی
(شاخ و برگ را در هم گره کردن و نرده ساختن) پرچین ساختن, استخر یا دریاچه ی کوچک و کم ژرفا, ترشح کردن بهترین ترجمه های "plash" به فارسی هستند.
plash
verb
noun
دستور زبان
(UK, dialectal) A small pool of standing water; a puddle. [..]
-
(شاخ و برگ را در هم گره کردن و نرده ساختن) پرچین ساختن
-
استخر یا دریاچه ی کوچک و کم ژرفا
-
ترشح کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دارای ترشح
- رجوع شود به splash
- چپر ساختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plash " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plash"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن