ترجمه "plasm" به فارسی

پلاسما, - پلاسم [endoplasm], رجوع شود به plasma بهترین ترجمه های "plasm" به فارسی هستند.

plasm noun دستور زبان

A mold or matrix in which anything is cast or formed to a particular shape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسما

    noun
  • - پلاسم [endoplasm]

  • رجوع شود به plasma

  • پسوند: - دشته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plasm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plasm
+ اضافه کردن

"Plasm" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plasm در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "plasm" با ترجمه به فارسی

  • پلاسم - (پیش از واکه می آید) · پیشوند: دشته -
  • دشته ی زایشی · زایا یاخته · سلول های زایا (به ویژه سلول هایی که عامل وراثت هستند) · پروتوپلاسم زایشی · پلاسما
اضافه کردن

ترجمه های "plasm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه