ترجمه "plashy" به فارسی

خیس و پر دست انداز, خیس کننده, پر از چاله ی گل آلود بهترین ترجمه های "plashy" به فارسی هستند.

plashy adjective دستور زبان

Watery, wet, waterlogged. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیس و پر دست انداز

  • خیس کننده

  • پر از چاله ی گل آلود

  • گل آلود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plashy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "plashy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه