ترجمه "proposal" به فارسی

پیشنهاد, ابراز, طرح بهترین ترجمه های "proposal" به فارسی هستند.

proposal noun دستور زبان

That which is proposed, or propounded for consideration or acceptance; a scheme or design; terms or conditions proposed; offer; as, to make proposals for a treaty of peace; to offer proposals for erecting a building; to make proposals of marriage. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشنهاد

    noun

    that which is proposed

    That's an interesting proposal. I'll think about it.

    پیشنهاد جالبی است. راجع به آن فکر خواهم کرد.

  • ابراز

    It's not even ten days since we met and she's already proposing her love.

    ده روز هم نميشه که همديگه رو ديديم.و اون داره بهم ابراز علاقه ميکنه

  • طرح

    noun

    The university is only allowed to submit one proposal.

    دانشگاه تنها اجازه ارسال فقط يک طرح رو ميده.

  • ترجمه های کمتر

    • خواستگاری
    • خواستاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proposal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Proposal
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرح پیشنهادی

    I think I figured out a proposal for a solution.

    فکر میکنم که یک طرح پیشنهادی برای حل مشکل پیدا کردم.

عباراتی شبیه به "proposal" با ترجمه به فارسی

  • خواستگاری · پیشنهاد
  • پیشنهاد کننده
  • پیشنهاد
  • پیشنهاد بیشرمانه
  • بیانیه هدف · بیانیه هدف، بیانیه ایی است که به بیان دلیل تحقیق و انعکاس آن در پروژه پیشنهادی می پردازد.
  • تقاضای پیشنهاد طرح، تقاضای رسمی از طرف شرکت مشتری به پیمانکار برای ارائه طرحی که در آن، طرح پیشنهادی انجام کار و تخمین هزینه آمده است.
  • درخواست طرح پیشنهادی
  • (به ویژه عضویت یا شغل) نامزد کردن · به سلامتی کسی نوشیدن (معمولا با: toast) · خواستن · خواستگاری · خواستگاری کردن · در نظر داشتن · در نظرداشتن · قصد داشتن · نصیحت کردن · نقشه داشتن · پند دادن · پیشنهاد کردن
اضافه کردن

ترجمه های "proposal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه