ترجمه "proportionate" به فارسی
متناسب, برپار, سازوار بهترین ترجمه های "proportionate" به فارسی هستند.
proportionate
adjective
verb
دستور زبان
In proportion; proportional; commensurable. [..]
-
متناسب
adjectiveLesotho, one of the world's poorest countries, is proportionally the one that invests most in its people's education.
لسوتو ، يکي از فقيرترين کشورهاي جهان ، به طور متناسب روي آموزش مردم سرمايه گذاري کرده است.
-
برپار
-
سازوار
-
ترجمه های کمتر
- همگر
- درخور
- برپار کردن
- سازوار کردن
- متناسب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proportionate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Proportionate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Proportionate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Proportionate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "proportionate" با ترجمه به فارسی
-
تناسب · فراخورسازی · متناسب سازی
-
بفراخور · به اندازه · به تناسب · به نسبت
-
(قدیمی) رجوع شود به proportional
-
باندازه · بفراخور · به تناسب
-
تناسب
-
تناسب · فراخوری
-
(قدیمی) رجوع شود به proportional
اضافه کردن مثال
اضافه کردن