ترجمه "proportionally" به فارسی

بفراخور, به اندازه, به تناسب بهترین ترجمه های "proportionally" به فارسی هستند.

proportionally adverb دستور زبان

In proportion; in due degree; adapted relatively. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بفراخور

  • به اندازه

  • به تناسب

  • به نسبت

    Some frail-looking strands are proportionately stronger than steel, tougher than the fibers in a bulletproof vest.

    این تارهای به ظاهر ظریف و شکننده، به نسبت از پولاد محکمتر و از الیاف جلیقهٔ ضدّگلوله سختتر است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proportionally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "proportionally" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "proportionally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه