ترجمه "proportionately" به فارسی
باندازه, بفراخور, به تناسب بهترین ترجمه های "proportionately" به فارسی هستند.
proportionately
adverb
دستور زبان
In a proportionate manner; with due proportion; proportionally. [..]
-
باندازه
-
بفراخور
-
به تناسب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proportionately " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "proportionately" با ترجمه به فارسی
-
تناسب · فراخورسازی · متناسب سازی
-
بفراخور · به اندازه · به تناسب · به نسبت
-
(قدیمی) رجوع شود به proportional
-
تناسب
-
برپار · برپار کردن · درخور · سازوار · سازوار کردن · متناسب · متناسب کردن · همگر
-
تناسب · فراخوری
-
(قدیمی) رجوع شود به proportional
اضافه کردن مثال
اضافه کردن