همچنین ممکن است شما علاقمند به چک کردن این کلمات باشید:
ترجمه "racings" به فارسی
racings
noun
plural of [i]racing[/i]
ترجمه خودکار " racings " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"racings" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای racings در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "racings" با ترجمه به فارسی
-
کارتینگ
-
نوعی مسابقه اسبدوانی که در آن هر یک از اسبان را قبل از آغاز مسابقه به معرض فروش می گذارند
-
مسابقه تا پایان کار (در اقتصاد)
-
مسابقه اسبدوانی
-
مسابقه کالسکهرانی
-
(اسب یا اتومبیل و غیره را) در مسابقه شرکت دادن 3 · (انتخابات و غیره) رقابت · (برای سرعت) مسابقه · (به سرعت) راندن 2 · (جمع) مسابقه ی اسبدوانی · (در بخش های متحرک ماشین یا در بلبرینگ) شیار · (زیست شناسی) رجوع شود به breed · (زیست شناسی) زیرگونه · (غیر دقیق) ملت · (ماشین آلات یا موتور) در جا کار کردن · (موتور را در دنده خلاص گذاشتن و) گاز دادن · (نادر) طعم شراب · (هوانوردی) رجوع شود به slipstream 0 · بسرعت رفتن · به سرعت حرکت کردن · تاخت · تاخت آب · تاختن · تبار · تند رفتن · تند کار کردن · تنداب · تیره · جریان · جریان سریع آب · جنسیت · جوی چوبی (که آب در آن به سرعت حرکت می کند- معمولا برای به حرکت درآوردن آسیاب یا چرخ) · حرکت · در مسابقه (به ویژه مسابقه ی سرعت) شرکت کردن · دو · دودمان · دوران حیات · دویدن · ریس · زود رفتن · زیر گونه · شتافت، تعجیل · طایفه · طبقه · قوم · مبارزه · مدت عمر · مردمان · مسابقه · مسابقه دادن · مسابقه ی ماشین رانی · ملیت · نسل · نژاد · نژاد (انسان) · هم پیکاری · هم چشمی · همداوی · همداوی کردن 1 · ویژگی شراب · پادکوشی · پادکوشی کردن · پیشرفت · پیشی جویی · پیکار
-
راننده مسابقهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن