کلماتی با املای مشابه:

rebel, rebels, resell, retell

ترجمه "rebell" به فارسی

rebell

ترجمه خودکار " rebell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"rebell" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای rebell در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "rebell" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا- معمولا R بزرگ) سرباز جنوبی (در جنگ های داخلی امریکا) · بد آمدن (از چیزی) · برمخیدن · تمرد کردن · سرکش · شورش کردن · شورشی · شوریدن · طغیان کردن 5 - (با: against) سرکش شدن · طغیان گر · عصیان کردن · عصیانگر · متمرد · مستقل · مشمئز شدن · نافرمان · نافرمانی کردن · کله شق · کله شقی کردن · گردن کلفتی کردن · یاغی · یاغی شدن
  • (امریکا- معمولا R بزرگ) سرباز جنوبی (در جنگ های داخلی امریکا) · بد آمدن (از چیزی) · برمخیدن · تمرد کردن · سرکش · شورش کردن · شورشی · شوریدن · طغیان کردن 5 - (با: against) سرکش شدن · طغیان گر · عصیان کردن · عصیانگر · متمرد · مستقل · مشمئز شدن · نافرمان · نافرمانی کردن · کله شق · کله شقی کردن · گردن کلفتی کردن · یاغی · یاغی شدن
  • (امریکا- معمولا R بزرگ) سرباز جنوبی (در جنگ های داخلی امریکا) · بد آمدن (از چیزی) · برمخیدن · تمرد کردن · سرکش · شورش کردن · شورشی · شوریدن · طغیان کردن 5 - (با: against) سرکش شدن · طغیان گر · عصیان کردن · عصیانگر · متمرد · مستقل · مشمئز شدن · نافرمان · نافرمانی کردن · کله شق · کله شقی کردن · گردن کلفتی کردن · یاغی · یاغی شدن
  • (امریکا- معمولا R بزرگ) سرباز جنوبی (در جنگ های داخلی امریکا) · بد آمدن (از چیزی) · برمخیدن · تمرد کردن · سرکش · شورش کردن · شورشی · شوریدن · طغیان کردن 5 - (با: against) سرکش شدن · طغیان گر · عصیان کردن · عصیانگر · متمرد · مستقل · مشمئز شدن · نافرمان · نافرمانی کردن · کله شق · کله شقی کردن · گردن کلفتی کردن · یاغی · یاغی شدن
اضافه کردن

ترجمه های "rebell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه