ترجمه "repudiator" به فارسی
واگذارنده, منکر, انکار کننده بهترین ترجمه های "repudiator" به فارسی هستند.
repudiator
noun
دستور زبان
One who repudiates. [..]
-
واگذارنده
-
منکر
now repudiated the deed;
زمانی منکر انجام این عمل میشد،
-
انکار کننده
-
ترجمه های کمتر
- رد کننده
- طلاق دهنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repudiator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "repudiator" با ترجمه به فارسی
-
(ازدواج یا نامزدی را) لغو کردن · باطل شمردن · به هم زدن · جدا شدن · حاشا کردن · راندن · رد کردن · زیر (چیزی) زدن · شانه خالی کردن · طرد کردن · منکر شدن · نشناختن · نپذیرفتن
-
انکار · دست کشی · رد · ردی · رهاسازی · طلاق · عدم · قبول · قطع علاقه
-
(ازدواج یا نامزدی را) لغو کردن · باطل شمردن · به هم زدن · جدا شدن · حاشا کردن · راندن · رد کردن · زیر (چیزی) زدن · شانه خالی کردن · طرد کردن · منکر شدن · نشناختن · نپذیرفتن
-
(ازدواج یا نامزدی را) لغو کردن · باطل شمردن · به هم زدن · جدا شدن · حاشا کردن · راندن · رد کردن · زیر (چیزی) زدن · شانه خالی کردن · طرد کردن · منکر شدن · نشناختن · نپذیرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن