ترجمه "repulsive" به فارسی
زشت, زننده, مشمئزکننده بهترین ترجمه های "repulsive" به فارسی هستند.
repulsive
adjective
دستور زبان
tending to rouse aversion or to repulse [..]
-
زشت
adjectiveDad says this new guy is a repulsive, obnoxious old billionaire.
بابا ميگفت اين يارو خيلي زشت و بي ريخت و پولداره
-
زننده
adjectiveHe had been repulsive to her when alive, but now she felt a mild pity for him.
اینمرد درموقع حیات در نظر وی زننده بود حالا کمیبرقتش میآورد.
-
مشمئزکننده
Moreover, where a large number of bats roost in one place, there is a repulsive smell and a buildup of thick layers of droppings.
علاوه بر این، جایی که تعداد زیادی خفاش آشیانه میکنند، بویی مشمئزکننده به مشام میخورد و لایههای ضخیمی از فضولات انباشته میشود.
-
ترجمه های کمتر
- تنفرآور
- دافعه
- دلزن
- رانشگر
- رانشی
- وازننده
- پسکوب
- دافع
- آریغ انگیز
- بیزار کننده
- منزجر کننده
- پس ران
- پس زن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repulsive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "repulsive" با ترجمه به فارسی
-
دافعیت · زنندگی · کراهت
-
دفع
-
(به ویژه حمله ی دشمن) دفع کردن · امتناع · بیزار کردن · تنفرانگیز بودن · دفع · رد · رد کردن · رماندن · سرباززنی · سرخورده کردن · طرد · عقب راندن · عقب رانی · مشمئز کردن یا شدن · منزجر کردن یا شدن · ناپذیرش · نپذیرفتن · وازدن · وازدگی · وازنی · پادزنی · پس ران · پس راندن · پس رانی · پس زدن · پس زنی
-
بطور زننده یادافع
-
(فیزیک) رانش · آریغ · انزجار · اکراه · بیزاری · خوف · دفع · دلزدگی · دهشت · سرخوردگی · عقب زنی · مور مور · پادزنی · پس رانی · پس زنی
-
(به ویژه حمله ی دشمن) دفع کردن · امتناع · بیزار کردن · تنفرانگیز بودن · دفع · رد · رد کردن · رماندن · سرباززنی · سرخورده کردن · طرد · عقب راندن · عقب رانی · مشمئز کردن یا شدن · منزجر کردن یا شدن · ناپذیرش · نپذیرفتن · وازدن · وازدگی · وازنی · پادزنی · پس ران · پس راندن · پس رانی · پس زدن · پس زنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن