ترجمه "repugnance" به فارسی

نفرت, تنفر, مغایرت بهترین ترجمه های "repugnance" به فارسی هستند.

repugnance noun دستور زبان

extreme aversion, repulsion [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نفرت

    noun

    An inexplicable repugnance to pronounce the name by which he was known kept him silent a little longer.

    نفرت از معرفی کردن خود و گفتن نامش یک لحظه دیگر نیز به سکوتش تداوم بخشید.

  • تنفر

    expecting every moment to see its dark orb turn on me a glance of repugnance and contempt.

    هر لحظه انتظار داشتم که ببینم چشمان سیاهش با نگاهی از تنفر و تحقیر متوجه من شده.

  • مغایرت

  • ترجمه های کمتر

    • تناقض
    • انزجار
    • بیزاری
    • آریغ
    • ناسازی
    • پادش
    • دلزدگی
    • وازدگی
    • دهشت
    • ناسازگاری
    • تضاد
    • خوف
    • دفع
    • مور مور
    • نا استواری
    • ناهمخوانی (repugnancy هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " repugnance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "repugnance" با ترجمه به فارسی

  • (نادر)مقاومت کردن · تناقض داشتن · ستیزه کردن · مخالفت کردن · مخالفت کردن با
  • آریغ انگیز · بیزارگر · خصم آمیز · دشمن · دلزن · زننده · ضد و نقیض · متخاصم · متضاد · متناقض · مخالف · مشمئز کننده · مغایر · ناهمخوان · نفرت انگیز · هم جنگ · پاد · پادمند · کیاگن
اضافه کردن

ترجمه های "repugnance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه