ترجمه "repugn" به فارسی
(نادر)مقاومت کردن, تناقض داشتن, ستیزه کردن بهترین ترجمه های "repugn" به فارسی هستند.
repugn
verb
دستور زبان
(archaic) To oppose or resist [..]
-
(نادر)مقاومت کردن
-
تناقض داشتن
verb -
ستیزه کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- مخالفت کردن
- مخالفت کردن با
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repugn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "repugn" با ترجمه به فارسی
-
آریغ انگیز · بیزارگر · خصم آمیز · دشمن · دلزن · زننده · ضد و نقیض · متخاصم · متضاد · متناقض · مخالف · مشمئز کننده · مغایر · ناهمخوان · نفرت انگیز · هم جنگ · پاد · پادمند · کیاگن
-
آریغ · انزجار · بیزاری · تضاد · تناقض · تنفر · خوف · دفع · دلزدگی · دهشت · مغایرت · مور مور · نا استواری · ناسازگاری · ناسازی · ناهمخوانی (repugnancy هم می گویند) · نفرت · وازدگی · پادش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن