ترجمه "sensing" به فارسی

احساس, دریافت بهترین ترجمه های "sensing" به فارسی هستند.

sensing noun verb دستور زبان

Present participle of sense. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احساس

    noun

    Taro has a strong sense of responsibility.

    تارو احساس مسئولیت زیادی میکند.

  • دریافت

    noun

    And how vital that we keep a close watch over what we take in through our senses!

    همچنین چقدر مهم است که با دقت به آنچه از طریق حواسمان دریافت میکنیم توجه کنیم!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sensing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sensing

The sensing component in the camera that was used to capture the image.

+ اضافه کردن

"Sensing" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sensing در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sensing" با ترجمه به فارسی

  • ذائقه
  • دریافت از دور · سنجش از دور
  • (جمع) شعور (مشاعر) · (ریاضی) سو · ابتکار · احساس · احساس کردن · ادراک · از راه حس · جهت · حس · حس عام · حس کردن · حسی · حواس · خرد · درایت · درک کردن · سترسا · سوهش · سوهش کردن · سوهشی · عقل · عقل سليم · عقل سلیم · فهم · فهمیدن · قضاوت صحیح · لب · مدلول · معنی · مفاد · مفهوم · منطق · منظور · هوش · ویر · پولاب · پی بردن · چم
  • بویایی · حس بویایی · حس شامه · شامه
  • تعادل
  • تعادل
  • حس
  • به معنای واقعی کلمه
اضافه کردن

ترجمه های "sensing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه