ترجمه "shrunken" به فارسی

آب رفته, اسم مفعول فعل : shrink, هم چلسکیده بهترین ترجمه های "shrunken" به فارسی هستند.

shrunken adjective verb

Reduced in size as a result of shrinkage; shriveled. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آب رفته

    We're looking through the glass case at these shrunken heads.

    به این کلههای آب رفته از طریق جعبه شیشهای نگاه میکنیم.

  • اسم مفعول فعل : shrink

  • هم چلسکیده

  • کوچک شده

    She seemed to have faded and somehow to have shrunken.

    به نظرم رنگ پریده و به نحوی کوچک شده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shrunken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "shrunken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه