ترجمه "shuck" به فارسی
پوست, کلک, درآوردن بهترین ترجمه های "shuck" به فارسی هستند.
shuck
verb
noun
دستور زبان
The shell or husk, especially of grains such as walnuts. [..]
-
پوست
nounEither of you ladies need your oyster shucked?
کسي از شما خانوما لازم نداره پوست صدفش رو بکنم ؟
-
کلک
-
درآوردن
Verb
-
ترجمه های کمتر
- غاز
- سبوس
- پوشال
- غلاف
- کلش
- پوسته
- (از ذرت و لوبیا و غیره) غلاف کندن
- (امریکا - خودمانی) گول زدن
- (خودمانی) حقه
- (خودمانی) کندن
- (ذرت و غیره) غلاف
- (صدف خوراکی و میگو ولانگوست و غیره) صدف
- (عامیانه - جمع) پشیز
- (لوبیا و غیره) نیام
- (میگو و غیره) از صدف درآوردن
- (گردو و غیره) پوست
- آدم حقه باز
- از سخت پوست کندن
- از پوست درآوردن
- دست انداختن
- سخت پوست
- مغز کردن
- نیام کندن
- پوشبرگ (که در چند لایه دانه های ذرت را می پوشاند)
- چیز قلابی
- کلک زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shuck " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shuck" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی - ندای حاکی از سرخوردگی یا شرم و غیره) وای ! · خاک بر سرم ! · فحش · لعنت · لعنتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن