ترجمه "shuddering" به فارسی
لرزه ترجمه "shuddering" به فارسی است.
shuddering
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of shudder. [..]
-
لرزه
nounA shudder ran through the tree from root to tip, and complete silence fell.
از ریشه تا نوک درخت به لرزه افتاد و سکوتی کامل برقرار شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shuddering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shuddering" با ترجمه به فارسی
-
(از ترس یا تنفر و غیره - ناگهان) چندش گرفتن · ارتعاش · به خود لرزیدن · به لرزه درآمدن · تپش داشتن · حس خارش · رعشه · صدا · فراشیدن · لرز · لرزان شدن · لرزش · لرزه · مرتعش شدن · مشمئز شدن · هیجان · چندش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن