ترجمه "shucks" به فارسی
(امریکا - خودمانی - ندای حاکی از سرخوردگی یا شرم و غیره) وای !, خاک بر سرم !, فحش بهترین ترجمه های "shucks" به فارسی هستند.
shucks
interjection
verb
noun
(colloquial) Exclamatory response to a minor disappointment. [..]
-
(امریکا - خودمانی - ندای حاکی از سرخوردگی یا شرم و غیره) وای !
-
خاک بر سرم !
-
فحش
noun
-
ترجمه های کمتر
- لعنت
- لعنتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " shucks " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "shucks" با ترجمه به فارسی
-
(از ذرت و لوبیا و غیره) غلاف کندن · (امریکا - خودمانی) گول زدن · (خودمانی) حقه · (خودمانی) کندن · (ذرت و غیره) غلاف · (صدف خوراکی و میگو ولانگوست و غیره) صدف · (عامیانه - جمع) پشیز · (لوبیا و غیره) نیام · (میگو و غیره) از صدف درآوردن · (گردو و غیره) پوست · آدم حقه باز · از سخت پوست کندن · از پوست درآوردن · درآوردن · دست انداختن · سبوس · سخت پوست · غاز · غلاف · مغز کردن · نیام کندن · پوست · پوسته · پوشال · پوشبرگ (که در چند لایه دانه های ذرت را می پوشاند) · چیز قلابی · کلش · کلک · کلک زدن
-
(از ذرت و لوبیا و غیره) غلاف کندن · (امریکا - خودمانی) گول زدن · (خودمانی) حقه · (خودمانی) کندن · (ذرت و غیره) غلاف · (صدف خوراکی و میگو ولانگوست و غیره) صدف · (عامیانه - جمع) پشیز · (لوبیا و غیره) نیام · (میگو و غیره) از صدف درآوردن · (گردو و غیره) پوست · آدم حقه باز · از سخت پوست کندن · از پوست درآوردن · درآوردن · دست انداختن · سبوس · سخت پوست · غاز · غلاف · مغز کردن · نیام کندن · پوست · پوسته · پوشال · پوشبرگ (که در چند لایه دانه های ذرت را می پوشاند) · چیز قلابی · کلش · کلک · کلک زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن