ترجمه "shudder" به فارسی

لرزه, ارتعاش, لرزش بهترین ترجمه های "shudder" به فارسی هستند.

shudder verb noun دستور زبان

A shivering tremor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لرزه

    noun

    A shudder ran through the tree from root to tip, and complete silence fell.

    از ریشه تا نوک درخت به لرزه افتاد و سکوتی کامل برقرار شد.

  • ارتعاش

    noun

    Colonel Gerineldo M'rquez could not hold back a shudder of compassion.

    نتوانست جلوی ارتعاش بدناش را که ناشی از احساس هم دردی بود، بگیرد؛

  • لرزش

    noun

    The prince suddenly blushed, and shuddered to his very heart.

    شاهزاده ناگهان سرخ شد و لرزش شدیدی در سرتاپای وجودش احساس کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • رعشه
    • لرز
    • صدا
    • چندش
    • هیجان
    • فراشیدن
    • (از ترس یا تنفر و غیره - ناگهان) چندش گرفتن
    • به خود لرزیدن
    • به لرزه درآمدن
    • تپش داشتن
    • حس خارش
    • لرزان شدن
    • مرتعش شدن
    • مشمئز شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " shudder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Shudder
+ اضافه کردن

"Shudder" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shudder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "shudder" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "shudder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه