ترجمه "slashing" به فارسی
بوتهبری, (عامیانه) عظیم, بریدن بهترین ترجمه های "slashing" به فارسی هستند.
slashing
noun
adjective
verb
دستور زبان
Present participle of slash. [..]
-
بوتهبری
-
(عامیانه) عظیم
-
بریدن
verbare you saying you can mix charcoal to slash iron?
تو داری میگویی که از زغال سنگ برای بریدن آهن استفاده میکنی؟
-
ترجمه های کمتر
- بزرگ
- بی امان
- تخفیف زیاد
- جذاب
- خوش قیافه
- ستهم
- شدید
- شکافتگی
- شگرف
- پراشتیاق
- پرحرارت
- پرخشونت
- پرشور
- چاک لباس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slashing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "slashing" با ترجمه به فارسی
-
(با ایراد ضربه نه با مالیدن) بریدن · (به شدت) مورد انتقاد قرار دادن · (به شدت) کاستن · (جامه را به ویژه برای آشکار ساختن آسترملون) چاک دار کردن · (جنگل) درختان افتاده · (در جنگل) محل باز (که درختان آن را بریده اند) 2 · (درخت یا بته ها را) بریدن · (سخت) شلاق زدن · (چاقو یا شمشیر) ضربه · برش · بریدگی · تازیانه زدن · خرد کردن، شَرحه کردن، شَرحه شَرحه · خط مورب · دارای بریدگی کردن · رجوع شود به virgule 0 · زخم زدن · زمین گود و باتلاقی · شلاق خوردن · شکاف · شکافتن · شکست دادن · صابون زدن · لاشبرگ سطح جنگل · مقاربت جنسی · هوموس خام · پاره کردن · پرحرفی کردن · پسماند درخت · چاک · چاک دادن · چاک دامن 1 · چاک سینه · چاک لباس · چوبکاری کردن · کجخط · کم کردن
-
هک اند اسلش
-
زراعت ابتدايي · زراعت نوبتی · كشاورزي بدوي
-
ممیز
-
شاشیدن
-
(جامه) جیب شکافی · جیب اریب (وبی در)
-
کاج باتلاقی
-
دفع پسماند درخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن