ترجمه "sluggard" به فارسی

تنبل, لتنبر, کاهل بهترین ترجمه های "sluggard" به فارسی هستند.

sluggard noun دستور زبان

A person who is lazy, stupid, or idle by habit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنبل

    adjective

    'Come on, you miserable sluggard! ' Sam cried to himself.

    سام خطاب به خودش فریاد زد: بجنب، تنبل بدبخت!

  • لتنبر

    lazy or idle person

  • کاهل

  • ترجمه های کمتر

    • از قافله عقب
    • بی بخار
    • تن آسا
    • تن پرور
    • تنبل وکند
    • دیر حاضر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sluggard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sluggard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه