ترجمه "stabbing" به فارسی
کرکننده, تیزبین بهترین ترجمه های "stabbing" به فارسی هستند.
stabbing
adjective
noun
verb
دستور زبان
(of pain) Sharp, intense. [..]
-
کرکننده
adjective -
تیزبین
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stabbing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stabbing" با ترجمه به فارسی
-
(با فروکردن - سوراخ یا زخم کردن) چاقو زدن · (درد یا زخم و غیره) تیر کشیدن · (ناگهان و شدید) درد · (وجدان و غیره) عذاب · تیرکشی · حمله سخت · خلاندن · خنجر زدن · دشنه فروکردن · رنج دادن · زخم خنجر یا چاقو یا شمشیر · زخم در اثر فرو کردن · زخم زدن · سوراخ کردن · سوزش ناگهانی · شمشیر فرو کردن · عذاب دادن · فروکردن · چاقو زدن
-
زخم چاقو
-
(با فروکردن - سوراخ یا زخم کردن) چاقو زدن · (درد یا زخم و غیره) تیر کشیدن · (ناگهان و شدید) درد · (وجدان و غیره) عذاب · تیرکشی · حمله سخت · خلاندن · خنجر زدن · دشنه فروکردن · رنج دادن · زخم خنجر یا چاقو یا شمشیر · زخم در اثر فرو کردن · زخم زدن · سوراخ کردن · سوزش ناگهانی · شمشیر فرو کردن · عذاب دادن · فروکردن · چاقو زدن
-
(با فروکردن - سوراخ یا زخم کردن) چاقو زدن · (درد یا زخم و غیره) تیر کشیدن · (ناگهان و شدید) درد · (وجدان و غیره) عذاب · تیرکشی · حمله سخت · خلاندن · خنجر زدن · دشنه فروکردن · رنج دادن · زخم خنجر یا چاقو یا شمشیر · زخم در اثر فرو کردن · زخم زدن · سوراخ کردن · سوزش ناگهانی · شمشیر فرو کردن · عذاب دادن · فروکردن · چاقو زدن
-
(با فروکردن - سوراخ یا زخم کردن) چاقو زدن · (درد یا زخم و غیره) تیر کشیدن · (ناگهان و شدید) درد · (وجدان و غیره) عذاب · تیرکشی · حمله سخت · خلاندن · خنجر زدن · دشنه فروکردن · رنج دادن · زخم خنجر یا چاقو یا شمشیر · زخم در اثر فرو کردن · زخم زدن · سوراخ کردن · سوزش ناگهانی · شمشیر فرو کردن · عذاب دادن · فروکردن · چاقو زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن