ترجمه "stabilisation" به فارسی
تثبیت, ایجاد موازنه بهترین ترجمه های "stabilisation" به فارسی هستند.
stabilisation
noun
دستور زبان
Alternative spelling of stabilization. [..]
-
تثبیت
nounThey've had three weeks to stabilise, multiply and spread.
اونها سه هفته برای تثبیت شدن، اضافه شدن و پخش شدن در اختیار داشتن.
-
ایجاد موازنه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stabilisation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stabilisation" با ترجمه به فارسی
-
تثبیت کردن · محکم بستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن