ترجمه "strange" به فارسی

عجیب, عجیب و غریب, غریب بهترین ترجمه های "strange" به فارسی هستند.

strange adjective verb noun دستور زبان

Not normal; odd, unusual, surprising, out of the ordinary. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عجیب

    adjective

    not normal

    This man's appearance was at first sight very strange.

    قیافة این شخص در نظر اول بسیار عجیب بود.

  • عجیب و غریب

    adjective

    not normal

    In the meantime, remember that in my strange way I do love you.

    به یاد داشته باشید که بهشیوهی عجیب و غریب خودم دوستتان دارم.

  • غریب

    adjective

    You hate 'strange people' as you call 'em.

    تو از آدمهای به قول خودت عجیب و غریب بدت میآید.

  • ترجمه های کمتر

    • بیگانه
    • شگفت
    • ناآشنا
    • شگرف
    • غیرعادی
    • اجنبی
    • تازه
    • نامانوس
    • رسمی
    • خارجی
    • خشک
    • افد
    • بیواره
    • تودار
    • غیرمعمول
    • سرد
    • برون مرزی
    • دیر آشنا
    • شگفت انگیز
    • غیر عادی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " strange " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Strange proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Strange" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Strange در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "strange"

عباراتی شبیه به "strange" با ترجمه به فارسی

  • میوه غریب
  • کوارک شگفت
  • بشکلی غریب · بطور غریب یابیگانه · غریبانه، شگفتانه
  • (ذرات اتمی) ناشناختگی · بیوارگی · بیگانگی · شگرفی · شگفتی · غرابت
اضافه کردن

ترجمه های "strange" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه