ترجمه "superimposed" به فارسی
مازاد بر احتياج ترجمه "superimposed" به فارسی است.
superimposed
adjective
verb
دستور زبان
Positioned on or above something else, especially in layers [..]
-
مازاد بر احتياج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " superimposed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "superimposed" با ترجمه به فارسی
-
(روی چیزی) منطبق کردن · افزودن (بر) · بار کردن · تحمیل کردن · روگذار کردن · روی چیزی قرار دادن · سوار کردن
-
اضافه شدنی · قابل اضافه · قابل تحمیل · قابل تزاید
-
(روی چیزی) منطبق کردن · افزودن (بر) · بار کردن · تحمیل کردن · روگذار کردن · روی چیزی قرار دادن · سوار کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن