ترجمه "timidness" به فارسی
جبن, حجب, بزدلی بهترین ترجمه های "timidness" به فارسی هستند.
timidness
noun
دستور زبان
The property of being timid. [..]
-
جبن
noun -
حجب
nounRays of gentle light shone from her large, timid eyes.
از چشمهای درشت شاهزاده خانم ماریا نور حجب و محبت میدرخشید.
-
بزدلی
It has not sprouted out of timidness.
اون در سایه بزدلی نروئیده.
-
ترجمه های کمتر
- ترسویی
- کمرویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " timidness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "timidness" با ترجمه به فارسی
-
ترسویی · جبن · حجب · کمرویی
-
بزدل · بُزدل · ترسو · جبان، جبون، بد دل،ترسنده، هراسان، کم دل · خجالتی · خجول · محجوب · محجوبانه · مردد · پرآزرم · پرباک · پرهراس · پرواهمه · کمرو · کمرویانه
-
بزدل · بُزدل · ترسو · جبان، جبون، بد دل،ترسنده، هراسان، کم دل · خجالتی · خجول · محجوب · محجوبانه · مردد · پرآزرم · پرباک · پرهراس · پرواهمه · کمرو · کمرویانه
-
بزدل · بُزدل · ترسو · جبان، جبون، بد دل،ترسنده، هراسان، کم دل · خجالتی · خجول · محجوب · محجوبانه · مردد · پرآزرم · پرباک · پرهراس · پرواهمه · کمرو · کمرویانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن