ترجمه "timeworn" به فارسی

سالخورده, مبتذل, فرسوده بهترین ترجمه های "timeworn" به فارسی هستند.

timeworn adjective دستور زبان

showing the effects of wear due to long use [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سالخورده

  • مبتذل

  • فرسوده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • کهنه
    • رنگ و رورفته
    • زمان دیده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " timeworn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "timeworn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه