ترجمه "timetable" به فارسی

(به ویژه هواپیما و ترن و غیره) برنامه, برنامه ساعات کار, برنامه ی ورود و خروج بهترین ترجمه های "timetable" به فارسی هستند.

timetable verb noun دستور زبان

a structured schedule of events with the times at which they occur, especially times of arrivals and departures [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به ویژه هواپیما و ترن و غیره) برنامه

  • برنامه ساعات کار

    noun
  • برنامه ی ورود و خروج

  • ترجمه های کمتر

    • جدول اوقات کار
    • جدول زمانی
    • جدول ساعات کار
    • زمان نما
    • صورت اوقات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " timetable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "timetable"

عباراتی شبیه به "timetable" با ترجمه به فارسی

  • زیرا بیم دارد. قرار جلوگیری و تامین این قرار یا دستور به جلوگیری از عملی است که خواهان بیم دارد خوانده انجام داده و به وی زیان رساند.
اضافه کردن

ترجمه های "timetable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه