ترجمه "timid" به فارسی

ترسو, کمرو, محجوب بهترین ترجمه های "timid" به فارسی هستند.

timid adjective noun دستور زبان

Lacking in courage or confidence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترسو

    adjective

    Most people are too timid to allow themselves to feel anything.

    بیشتر مردم ترسو تر از اون هستن که به خودشون اجازه احساس کردن چیزی بدن

  • کمرو

    A little timid, perhaps, but we'll soon knock that out of you.

    شايد يه کم کمرو باشي ، ولي به زودي اين عادتت رو از بين مي بريم.

  • محجوب

    The countess looked with timid horror at her son's eager, excited face as he said this.

    کنتس محجوب و متوحش به چهره شادمان و برافروخته پسرش هنگام اظهار این سخنان مینگریست.

  • ترجمه های کمتر

    • خجالتی
    • محجوبانه
    • بُزدل
    • جبان، جبون، بد دل،ترسنده، هراسان، کم دل
    • خجول
    • بزدل
    • مردد
    • پرآزرم
    • پرباک
    • پرهراس
    • پرواهمه
    • کمرویانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " timid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "timid" با ترجمه به فارسی

  • ترسویی · جبن · حجب · کمرویی
  • بزدلی · ترسویی · جبن · حجب · کمرویی
اضافه کردن

ترجمه های "timid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه