کلماتی با املای مشابه:

hindering, tendering, tinkering, cindering

ترجمه "tindering" به فارسی

tindering verb

present participle of [i]tinder[/i]

ترجمه خودکار " tindering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"tindering" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای tindering در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "tindering" با ترجمه به فارسی

  • (هرچیز خشک که با آن آتش روشن می کنند) آتش زنه · آتش زنه · خاشاک · قو · چوب سفید · گیرانه
  • (هرچیز خشک که با آن آتش روشن می کنند) آتش زنه · آتش زنه · خاشاک · قو · چوب سفید · گیرانه
  • (هرچیز خشک که با آن آتش روشن می کنند) آتش زنه · آتش زنه · خاشاک · قو · چوب سفید · گیرانه
اضافه کردن

ترجمه های "tindering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه