ترجمه "twinborn" به فارسی
دوقلو, همزاد, زاده شده به طور توام بهترین ترجمه های "twinborn" به فارسی هستند.
twinborn
adjective
دستور زبان
born a twin or twins [..]
-
دوقلو
-
همزاد
-
زاده شده به طور توام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " twinborn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن