ترجمه "twinge" به فارسی
تیرکشی, سوز, نیش بهترین ترجمه های "twinge" به فارسی هستند.
twinge
verb
noun
دستور زبان
A pinch; a tweak; a twitch. [..]
-
تیرکشی
-
سوز
adjective noun -
نیش
noun
-
ترجمه های کمتر
- (وجدان و غیره) عذاب
- تیر کشیدن
- حمله سخت
- درد شدید احساس کردن
- درد شدید و ناگهانی و کوتاه مدت
- زوک زوک کردن
- سوزش ناگهانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " twinge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن