ترجمه "unseen" به فارسی

نادیده, مشاهده نشده, نامرئی بهترین ترجمه های "unseen" به فارسی هستند.

unseen adjective noun verb دستور زبان

Not seen or discovered. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نادیده

    adjective noun

    and explore unseen frontiers with the help of the machines.

    و مرزهای نادیده را با کمک ماشینها اکتشاف خواهیم کرد.

  • مشاهده نشده

    adjective noun

    One hundred of my ninjas will slide in unseen.

    يک صد نينجاي من به صورت مشاهده نشده وارد مي شوند

  • نامرئی

    To the left down below in the mist, the musketry fire of unseen forces could be heard.

    از میان مه صدای تیراندازی میان قشونهای نامرئی در بالای تپه سمت چپ جلگه به گوش میرسید.

  • ترجمه های کمتر

    • ندیده
    • پیش بینی نشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unseen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unseen
+ اضافه کردن

"Unseen" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unseen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "unseen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه