ترجمه "unselfish" به فارسی

فداکار, جانفشان, از خود گذشته بهترین ترجمه های "unselfish" به فارسی هستند.

unselfish adjective دستور زبان

Not selfish; selfless; generous; altruistic. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فداکار

    The men chosen for responsible positions in the Christian congregation must also be capable, God-fearing, trustworthy, and unselfish.

    مردانی که در جماعت مسیحی مسئولیتهایی بر عهده میگیرند باید افرادی قابل، خداترس، قابل اعتماد و فداکار باشند.

  • جانفشان

  • از خود گذشته

    The truth, however, is that the unselfish and Christlike thing to do is to confess and repent.

    ولیکن، حقیقت، این است که، اعتراف و توبه کردن کاری از خود گذشته و مسیحانه می باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • عاری از خودخواهی
    • عاری از خودپسندی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unselfish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unselfish" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "unselfish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه