ترجمه "unsettled" به فارسی
اندروا, (سرزمین) مسکونی نشده, بلبشو بهترین ترجمه های "unsettled" به فارسی هستند.
unsettled
adjective
verb
دستور زبان
Disturbed, upset. [..]
-
اندروا
subject to change
-
(سرزمین) مسکونی نشده
-
بلبشو
-
ترجمه های کمتر
- بی ثبات
- بی خانمان
- بی مهاجر
- بی کوچگر
- تعیین نشده
- حل و فصل نشده
- در هم ریخته
- ساکن نشده
- سرگردان
- غیر مسکونی
- متغیر
- مسترد نشده
- معین نشده
- مورد توافق قرار نگرفته
- نامرتب
- نامشخص
- نامعلوم
- نامنظم
- واریز نشده
- پر هرج و مرج
- پرداخت نشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unsettled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "unsettled" با ترجمه به فارسی
-
آشفتن · آشفته کردن · برهم زدن · درهم و برهم کردن یا شدن · مرعوب کردن · مغشوش · مغشوش کردن یا شدن
-
آشفتن · آشفته کردن · برهم زدن · درهم و برهم کردن یا شدن · مرعوب کردن · مغشوش · مغشوش کردن یا شدن
-
آشفتن · آشفته کردن · برهم زدن · درهم و برهم کردن یا شدن · مرعوب کردن · مغشوش · مغشوش کردن یا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن