ترجمه "unsettle" به فارسی

برهم زدن, مغشوش, آشفتن بهترین ترجمه های "unsettle" به فارسی هستند.

unsettle verb دستور زبان

To make upset or uncomfortable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برهم زدن

    verb
  • مغشوش

    At the conclusion of his visit, he made a comment and asked a question that unsettled my convictions.

    در پایان دیدارش، او نظری داد و سئوالی پرسید که اعتقاد راسخ مرا مغشوش ساخت.

  • آشفتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • آشفته کردن
    • درهم و برهم کردن یا شدن
    • مرعوب کردن
    • مغشوش کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unsettle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unsettle" با ترجمه به فارسی

  • (سرزمین) مسکونی نشده · اندروا · بلبشو · بی ثبات · بی خانمان · بی مهاجر · بی کوچگر · تعیین نشده · حل و فصل نشده · در هم ریخته · ساکن نشده · سرگردان · غیر مسکونی · متغیر · مسترد نشده · معین نشده · مورد توافق قرار نگرفته · نامرتب · نامشخص · نامعلوم · نامنظم · واریز نشده · پر هرج و مرج · پرداخت نشده
اضافه کردن

ترجمه های "unsettle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه