ترجمه "unset" به فارسی

(جواهر و غیره) سوار نکرده (یا نشده), (ماست و غیره) جانیافتاده, سفت نشده بهترین ترجمه های "unset" به فارسی هستند.

unset adjective verb دستور زبان

Not set; not fixed or appointed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (جواهر و غیره) سوار نکرده (یا نشده)

  • (ماست و غیره) جانیافتاده

  • سفت نشده

  • ترجمه های کمتر

    • غروب ناکرده، پائین نیامده، فرو نشده، فرود نیامده از بلندی؛ مقابل set به معنای فرو نشستن و غروب کردن
    • ماسیده نشده
    • کار گذاشته نشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unset " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Unset
+ اضافه کردن

"Unset" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unset در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "unset" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه