ترجمه "vacated" به فارسی

vacated verb

Simple past tense and past participle of vacate. [..]

ترجمه خودکار " vacated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"vacated" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای vacated در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "vacated" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) دوره ی تعطیلی دادگاه · برکناری · تخلیه · تعطیل · تعطیلات · تعطیلات خود را گذراندن · تعطیلی (تعطیلات) · تهی سازی · روز تعطیل · فراغت · فرویش (فرویشان) · فرویش گذراندن · مرخصی · مرخصی رفتن · مرخصی گرفتن · کناره گیری
  • مرخصی
  • یصخرم نامز قوقح
  • تفریحگاه · زمین بازی
  • (شغل و غیره) کناره گیری کردن · (شغل) رها کردن · (عامیانه) تعطیلات را گذراندن · استعفا دادن از · باطل ساختن · تخلیه کردن یا شدن · تعطیل کردن · تهی کردن یا شدن · خالی کردن یا شدن · خنثی کردن · فسخ کردن · لغو کردن · مستعفی شدن · مسند خود را ترک کردن · ملغی کردن
  • (حقوق) دوره ی تعطیلی دادگاه · برکناری · تخلیه · تعطیل · تعطیلات · تعطیلات خود را گذراندن · تعطیلی (تعطیلات) · تهی سازی · روز تعطیل · فراغت · فرویش (فرویشان) · فرویش گذراندن · مرخصی · مرخصی رفتن · مرخصی گرفتن · کناره گیری
  • (حقوق) دوره ی تعطیلی دادگاه · برکناری · تخلیه · تعطیل · تعطیلات · تعطیلات خود را گذراندن · تعطیلی (تعطیلات) · تهی سازی · روز تعطیل · فراغت · فرویش (فرویشان) · فرویش گذراندن · مرخصی · مرخصی رفتن · مرخصی گرفتن · کناره گیری
  • (حقوق) دوره ی تعطیلی دادگاه · برکناری · تخلیه · تعطیل · تعطیلات · تعطیلات خود را گذراندن · تعطیلی (تعطیلات) · تهی سازی · روز تعطیل · فراغت · فرویش (فرویشان) · فرویش گذراندن · مرخصی · مرخصی رفتن · مرخصی گرفتن · کناره گیری
اضافه کردن

ترجمه های "vacated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه