ترجمه "visibleness" به فارسی

اشکاری, مرئیت, نمایانی بهترین ترجمه های "visibleness" به فارسی هستند.

visibleness noun دستور زبان

The state or quality of being visible. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشکاری

  • مرئیت

  • نمایانی

  • ترجمه های کمتر

    • هویدایی
    • پدیداری
    • پیدایی
    • دید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " visibleness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "visibleness" با ترجمه به فارسی

  • تابش بينايي · نور
  • جلوه گری، قابلیت دید
  • دید · دیدوری · دیدپذیری · قابل دید · قابلیت رؤیت · قابلیت رویت · قدرت دید · میدان دید · میزان دید · پديداري · پدیداری · پیدایی
  • طیف مرئی
  • مبهم نا مشخص، گرفته، تار · نیم پیدا،
  • آشکار · آفتابی · انگشت نما · دیدنی · دیده شدنی · دیدپذیر · قابل رویت · مرئی · مشهود · نمایان · هویدا · ویدا · پدیدار · پیدا · چشمگیر
  • اشکارا · بطورنموداریامرئی · ظاهرا · مشخص است
  • آشکار · آفتابی · انگشت نما · دیدنی · دیده شدنی · دیدپذیر · قابل رویت · مرئی · مشهود · نمایان · هویدا · ویدا · پدیدار · پیدا · چشمگیر
اضافه کردن

ترجمه های "visibleness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه