ترجمه "whitely" به فارسی

با رنگ پریدگی, با سفیدی, به طور سفید بهترین ترجمه های "whitely" به فارسی هستند.

whitely adjective adverb دستور زبان

In a white manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • با رنگ پریدگی

  • با سفیدی

    crests of startling whiteness foamed and curled over midnight blue depths.

    در ژرفای شب کبود، قلهها با سفیدی خیرهکنندهای انگار کف به لب میآورد و درهم میپیچید.

  • به طور سفید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whitely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "whitely" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "whitely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه