ترجمه "whiteness" به فارسی

سفیدی, سپیدی, ماده یا بخش سفید بهترین ترجمه های "whiteness" به فارسی هستند.

whiteness noun دستور زبان

The state of being white. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفیدی

    noun

    Through the black locks ran a broad white streak.

    رگه عریض و سفیدی از میان طرههای سیاهش گذشته بود.

  • سپیدی

    Charles was surprised at the whiteness of her nails.

    شارل از سپیدی ناخنهای ختر غرق تعجب شد.

  • ماده یا بخش سفید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whiteness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "whiteness" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "whiteness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه