ترجمه "whiteout" به فارسی
(هواشناسی) مه و برف (که محیط را سفید می نماید و دید و جهت یابی را مشکل می کند), سپید گرفتگی بهترین ترجمه های "whiteout" به فارسی هستند.
whiteout
noun
verb
دستور زبان
a heavy snowstorm; a blizzard [..]
-
(هواشناسی) مه و برف (که محیط را سفید می نماید و دید و جهت یابی را مشکل می کند)
-
سپید گرفتگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whiteout " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن