ترجمه "whitening" به فارسی
سفید شدگی, سفیدسازی, سفیدکنی بهترین ترجمه های "whitening" به فارسی هستند.
whitening
noun
دستور زبان
a substance, such as a bleach, used to make something white or whiter [..]
-
سفید شدگی
-
سفیدسازی
-
سفیدکنی
-
ماده ی سفید کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " whitening " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "whitening" با ترجمه به فارسی
-
جایگزینهای شیر · سفيدكنندههاي قهوه
-
(ماده ی سفید کننده مانند آب اکسیژنه و غیره) سفیدگر · سفیدساز
-
سفید کردن · سفید کردن یا شدن · سفیدتر کردن یا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن