ترجمه "whiten" به فارسی

سفید کردن, سفید کردن یا شدن, سفیدتر کردن یا شدن بهترین ترجمه های "whiten" به فارسی هستند.

whiten verb دستور زبان

(transitive) To make white or whiter; to bleach or blanch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفید کردن

    verb

    The twilight had begun to whiten what was on high and to blacken all below.

    روشنایی شفق رفته رفته به سفید کردن آنچه در بالاست و سیاه کردن آنچه در پایین است پرداخته بود.

  • سفید کردن یا شدن

  • سفیدتر کردن یا شدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " whiten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "whiten" با ترجمه به فارسی

  • سفید شدگی · سفیدسازی · سفیدکنی · ماده ی سفید کننده
  • جایگزینهای شیر · سفيدكنندههاي قهوه
  • (ماده ی سفید کننده مانند آب اکسیژنه و غیره) سفیدگر · سفیدساز
  • سفید شدگی · سفیدسازی · سفیدکنی · ماده ی سفید کننده
اضافه کردن

ترجمه های "whiten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه