ترجمه "wicked" به فارسی
شرور, شریر, بد بهترین ترجمه های "wicked" به فارسی هستند.
wicked
adjective
noun
verb
adverb
دستور زبان
(slang, New England, UK) Very, extremely. [..]
-
شرور
adjectiveevil or mischevous
It's very, very hard to kill a wicked witch.
خيلي خيلي سخته که يه ساحره ي شرور رو بکشي.
-
شریر
He hasn't seen the world outside which is cruel and wicked.
او در worId خارج که crueI و شریر است دیده نمی شود.
-
بد
adjectiveDo you know where the wicked go after death?
آیا میدانی که آدمهای بد بعد از مردن کجا میروند؟
-
ترجمه های کمتر
- نابکار
- بدجنس
- خبیث
- بدخواهانه
- سرکش
- بدسرشت
- دردآور
- خطرناک
- بدجنسانه
- ستهم
- سیجناک
- نابكار
- بدنهاد
- هوسباز
- (امریکا - خودمانی) ماهرانه
- (بسیار) بد
- بد ذات
- جادو شده
- حاکی از زبردستی
- خیلی حساس
- شرارت آمیز
- شیطنت آمیز
- فتنه انگیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wicked " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن