ترجمه "wickedness" به فارسی

شرارت, نابکاری, بدی بهترین ترجمه های "wickedness" به فارسی هستند.

wickedness noun دستور زبان

The state of being wicked; evil disposition; immorality. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرارت

    noun

    We live in a time of great trouble and wickedness.

    ما در زمانی پُر از مشکلات بزرگ و شرارت زندگی می کنیم.

  • نابکاری

    noun

    Yea, and they did commit dwhoredoms and eall manner of wickedness.

    آری، و آنها روسپی گری و همه گونه نابکاری انجام می دادند.

  • بدی

    noun

    Yet, they wondered why there was so much wickedness.

    اما از این متحیّر بودند که چرا اینقدر بدی وجود دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • فساد
    • بد
    • خباثت
    • تبه کاری
    • گناه کاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wickedness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "wickedness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه