ترجمه "wicker" به فارسی
حصیری, ترکه, حصیر بهترین ترجمه های "wicker" به فارسی هستند.
wicker
adjective
noun
دستور زبان
A flexible branch or twig of a plant such as willow, used in weaving baskets and furniture [..]
-
حصیری
The two men sat side by side in the colourful wicker basket.
.آن دو در کنار یکدیگر در نشیمن حصیری که به رنگهای تندی آراسته بود نشسته بودند.
-
ترکه
Emma's child was asleep in a wicker cradle.
بچه اما در گهوارهای از ترکه بید خوابیده بود.
-
حصیر
-
ترجمه های کمتر
- سبدی
- سبدسازی
- غیشه
- ترکه ی بافته
- رجوع شود به wickerwork
- ساخته شده از ترکه ی بافته
- شاخه ی بید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wicker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wicker"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن