ترجمه "wishbone" به فارسی

(بخشی از) استخوان سینه ی مرغ, (فوتبال امریکایی) آرایش چلیپایی, استخوان جناق بهترین ترجمه های "wishbone" به فارسی هستند.

wishbone noun دستور زبان

A forked bone between the neck and breast of a bird consisting chiefly of the two clavicles fused at their median or lower end, regarded as a lucky charm in some countries. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (بخشی از) استخوان سینه ی مرغ

  • (فوتبال امریکایی) آرایش چلیپایی

  • استخوان جناق

    noun

    This next one here, "Machine with Wishbone,"

    بعدی، ماشینی هست با استخوان جناق،

  • جناغ مرغ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wishbone " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wishbone"

اضافه کردن

ترجمه های "wishbone" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه