ترجمه "wishing" به فارسی
ارزو, ارزوی اجابت دعا, خواسته بهترین ترجمه های "wishing" به فارسی هستند.
wishing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of wish. [..]
-
ارزو
Well, I wish she was here to see me off.
خب ، ارزو ميکنم که کاش اينجا بود تا رفتنم رو ميديد.
-
ارزوی اجابت دعا
-
خواسته
You know my parents rarely refuse my wishes.
مي دوني که پدر مادرم به ندرت با خواسته هام مخالفت مي کنن.
-
چیزی که ارزو میشود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wishing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wishing" با ترجمه به فارسی
-
ای کاش · کاش · کاشکی
-
آرزوی غیرعملی · خواب و خیال · خیال خام · خیال واهی · فکر باطل · پندار آرزومندانه
-
فهرست خواسته ها یا آرزوها
-
(درود و غیره) گفتن · (دل) خواستن · آرزو · آرزو داشتن · آرزو كردن · آرزو کردن یا داشتن · آیفت · اراده کردن · بویه · تحمیل کردن · توقع · خواست · خواستار شدن · خواستن · خواستَن · خواهان شدن · دستور دادن · مراد · میل · میل داشتن · کاش · کام · کامه
-
آرزو · خواستن · خواهش · طلب کردن · میل
-
(روان پزشکی) آرزوی مرگ · مرگ خواهی
-
Ok · Wish you all the best
-
(روانشناسی) کامروایی · برآوردن آرزو یا خواست · به مراد دل رسیدن · کام گیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن