ترجمه "wishful" به فارسی
آرزومندانه, خواهان, ملتمس بهترین ترجمه های "wishful" به فارسی هستند.
wishful
adjective
دستور زبان
Expressing a wish or longing for something. [..]
-
آرزومندانه
but of wishful fiction,
بلکه داستانی آرزومندانه است،
-
خواهان
adjectiveShe both feared his speaking and wished for it.
هم از حرف زدن او میترسید و هم خواهان آن بود.
-
ملتمس
adjective
-
ترجمه های کمتر
- پرتمنا
- وهمی
- آرزومند
- خواستار
- امیدوار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wishful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wishful" با ترجمه به فارسی
-
ای کاش · کاش · کاشکی
-
آرزوی غیرعملی · خواب و خیال · خیال خام · خیال واهی · فکر باطل · پندار آرزومندانه
-
فهرست خواسته ها یا آرزوها
-
(درود و غیره) گفتن · (دل) خواستن · آرزو · آرزو داشتن · آرزو كردن · آرزو کردن یا داشتن · آیفت · اراده کردن · بویه · تحمیل کردن · توقع · خواست · خواستار شدن · خواستن · خواستَن · خواهان شدن · دستور دادن · مراد · میل · میل داشتن · کاش · کام · کامه
-
آرزو · خواستن · خواهش · طلب کردن · میل
-
(روان پزشکی) آرزوی مرگ · مرگ خواهی
-
Ok · Wish you all the best
-
(روانشناسی) کامروایی · برآوردن آرزو یا خواست · به مراد دل رسیدن · کام گیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن